دنیز دریای عشق ما

دنیز دریای عشق ما

سلام اسم من دنیز به معنی دریا (نامیست ترکی) و یکم مرداد سال 1391 در بیمارستان کسری کرج به دنیا اومدم

تولد سه سالگی دنیز با تم دورا

امسال برای اولین بار تولد دنیز رو توی روزی که دنیا اومده بود گرفتم اخه سالهای قبل همش ماه رمضون بود و مجبور بودیم صبر کنیم بعد عید فطر 

امسال تولد سه سالگی دختر گلم دنیز در روز یکم مرداد 1394 برگزار شد .تولد خوبی بود و به دنیز و مهمونا هم خوش گذشت..دنیز که خیلی خوشحال بود چون عاشق دورا

 

 

میز تنقلات. میوه. پاستیل.چیپس.پفک.آلبالو خشکه.کاکایو و شکلات.هات چاکلت.کاپ کیک

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه 13 شهريور 1394 ] [ 19:03 ] [ مامان دنیز ] [ ]
مسافرت بهمن 1393

امسال هوای زمستون خیلی سرد نبود و تونستیم تعطیلات بهمن ماه یه سفر سه روزه بریم شمال که خیلی خیلی خوش گذشت جای همگی خالی

دنیز هم وقتی کوچیک بود شمال رفتیم و دریا و جنگل نمیدونست چیه و تو این مسافرت عاشق دریا و جنگل شد  وقتی از سفر برگشتیم هر روز میگه بریم دریا خندونک

ساحل دریای شهر نور

بقیه عکسها در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 9:53 ] [ مامان دنیز ] [ ]
دنیز در یلدا 93

 

5دیماه کرج جاده  برغان و اتشگاه

[ چهارشنبه 17 دی 1393 ] [ 16:16 ] [ مامان دنیز ] [ ]
2سال و 4 ماهگی دنیز

دخترک خوشگل مامان حسابی بزرگ شده کلی شعر از حفظه 

29اذر یکی از دندونات شکست چون دندونات برا اثر شیرخوردنهای شبانه پوسیده بودو قراره 18 دیماه ببریم بیمارستان و تحت بیهوشی دندونات رو ترمیم کنن.. ان شالله که راحت باشه و دیگه دندونات خراب نشن و اذیت نشی

 

یه چند تا عکس از اذرماه

کیف لوازم ارایش رو پیدا کرده و ....

 

[ چهارشنبه 17 دی 1393 ] [ 16:09 ] [ مامان دنیز ] [ ]
یه روز خوب با دوستای خوبم

8 مهر سال 1393 همراه نی نی خوشگلای مرداد 91 و مامانهای گلشون رفتیم باغ وحش برای تماشای حیوونا

روز خعلی خوبی بود هوا  افتابی و با دوستای نازم کلی بهمون خوش گذشت .. و حیوونایی که تا حالا تو کتابا عکسشون رو میدیدیم از نزدیک دیدیم و اسماشونو بهتر یاد گرفتیمآرام

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 24 مهر 1393 ] [ 20:07 ] [ مامان دنیز ] [ ]
18شهریور 1393 نمایشگاه گل در کرج

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 20 شهريور 1393 ] [ 12:44 ] [ مامان دنیز ] [ ]
عکسهای آتلیه ۲ سالگی

 

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ شنبه 18 مرداد 1393 ] [ 16:55 ] [ مامان دنیز ] [ ]
جشن تولد دو سالگی دنیز جون با تم دختر توت فرنگی

محبت

 

 

 

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب.....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 16 مرداد 1393 ] [ 10:15 ] [ مامان دنیز ] [ ]
مرداد 93

salam be hame khaleha va amooha kheyli vaghte forsat nakardam biyam inja va aks az daniz kochooloo bezaram

 albate bishtar vase inke nemishod adsaye gooshimo montaghel konam too com

va inke baba joon havasesh nabood aksaye eyd ta ordibehesht ro too goshimoon pak karde bood  va  dige aks nadashtam bezaram

in aksa az ordibehesht ta mordad 93

 

 

 

 

 

 

[ يکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 10:02 ] [ مامان دنیز ] [ ]
روزهای اخر سال 92

این روزا سر مامانی خیلی شلوغه و همش مشغول خونه تکونیه و  فرصت نمیکنه بیاد و براتون بنویسه که من چقدر وروجک شدم

 دخترک عزیز من این روزا کلمات زیادی رو یاد گرفته و با زبون شیرین خودش تلفظشون میکنه.. مامانی گوشی جدید گرفته و دنیز  وروجک به همه منوهای گوشی وارده و مامانی از دنیز یاد میگیره که چه جوری با گوشی جدید کار کنه.. هزار ماشلله بچه های این دوره زمونه خیلی باهوشن

زمستون امسال دو سه بار برف بارید امسال زیاد برف نداشتیم و دوبار هم رفتیم اتشگاه  و برف و سرسره بازی کردیم  که خیلی خوش گذشت

 یه چند تا عکس از روزهای برفی و چند تا عکس از همین روزها میزارم.. دنیز خانومی شده برا خودش

 

تو این عکس وروجک گوشی میخاد و اروم نمیگیره چشمک

 

 

[ دوشنبه 19 اسفند 1392 ] [ 13:49 ] [ مامان دنیز ] [ ]
شیطنتهای بلاچه

عاشق دفتر و مداد و خودکاری  هر جا میبینی سریع مشغول نوشتن (خط خطی)میشی 

جدیدا هم یاد گرفتی رو پاهات و دیوار بنویسی فعلا هیچی بهت نمیگم چون اگه بفهمی این کارتو دوست ندارم بدتر میکنی ..هیچی نمیگم و فقط سعی میکنم کمتر مداد و خودکار دستت بدم و شاید به زودی برات تخته واتبرد بخریم که زحمت نکشی در و دیوارو نقاشی کنی

 

اینم از عکس شیطون بلاهنگام خط خطی پاهاشخجالتنیشخند

 

اینم از دیوار منزل که دنیز خانوم زحمتو کشیدن نقاشی فرمودن

 

 

قبلا گفته بودم دنیز عاشق غذا دادن به عروسکاشه وقتی هم غذا بهشون میده خودش بلند میگه به به(یعنی خوشمزه اس بخورین عروسکا)

خنده

دقیقا همون چیزی که من وقتی غذاشو میخوره بهش میگم

 

تو این عکسا هم به عروسکش غذا داده و بوسش میکنه و جایزه اش هم اینه که بیاره پای کام فیلم ببینهقهقهه

 

 

 

خانوم مهندس جو گیر شدنقهقهه

 

[ چهارشنبه 4 دی 1392 ] [ 23:32 ] [ مامان دنیز ] [ ]
دومین یلدای دخترم

 

 

 

 

 

 اینم کیک مامان پز ، که وقت نشد  خوب تزئینش کنم و سریع اماده اش کردم  که بریم خونه بابا بزرگ

ولی طعمش عالی شده بود جاتون خالیخوشمزه

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب .......


ادامه مطلب
[ يکشنبه 1 دی 1392 ] [ 12:54 ] [ مامان دنیز ] [ ]
16 ماهگی دنیز

دختر خوشگلم4 اذر دندونای نیشش در اومد این مدت همش توخواب غر میزدی خدا رو شکر  دندونای جدید در اومدن و غر غر های تو خوابت هم تموم شد

کلی شیطون بلاتر شدی  همش پای کامپیوتر در حال مهندسی هستی و هی با کیبرد وموس ور میری و رو به مانیتور یه چیزایی میگینیشخند

تمام کشوها رو باز میکنی و هر چی توشون هست میبری میزاری وسط پذیراییکلافهاز دست توی وروجک مجبور شدم همه کشوها رو  چسب بزنم نتونی باز کنی

عاشق عروسکات هستی مخصوصا خرسی.. موقع غذا خوردن بغلش میکنی وبا قاشق بهش غذا میدی بعد هم میگی به به که مثلا خرسی غذا بخوره(ادای منو در میاری بلاچه)خنده وقتی دنیز خانوم میره حموم خرسی هم باید بیاد چون کل صورتش با غذا کثیف شدهقهقهه توی حموم هم چنان محکم بغلش میکنی و با اب صورتش رو میشوری که انگار یه نی نی واقعی تو بغلتهنیشخند

بیرون که میریم وقتی میزارمت زمین تا خودت راه بری علاقه خاصی داری که بر خلاف جهتی که بقیه راه میرن راه بری.. همش باید بدوم دنبالت و تو هم در حال فرار و خندیدن

 این ماه با بابایی و دائی وحید رفتیم  پارکی که نزدیک دریاچه چیتگره یه چند تا عکس هم گرفتیم

 

 

 

 بقیه عکسها در ادامه مطلب .....


ادامه مطلب
[ دوشنبه 11 آذر 1392 ] [ 16:43 ] [ مامان دنیز ] [ ]
14 و 15 ماهگی دختر طلای مامان

دختر خوشگلم ببخشید که خیلی دیر به دیر وبلاگت  رو اپ میکنم ماشالله بس که شیطون شدی و نمیزاری پای کام بشینم وقتی هم میشینم یه گوشه مانیتور  باید فیلم عروسی و تولدهایی که این مدت رفتیم رو بزارم ببینی تا اروم بشینی

 

 کلماتی که این مدت خیلی خوب تلفظ میکنی

 

بیا 

بگیر

 بده

یلاممممم=سلام

از اونا: وقتی یه چیزی رو میخای با دست نشون میدی و میگی از اونا

مامان رو خیلی لوس صدا میزنی خیلی بامزه

بابا

مو

 اندون =دندون

 مینی=بینی

شششششششم =چشم

پا

دس

نه

بله

ددر

هاممممممم: غذا میزاری تو دهن من و یا عروسکات و میگی هاممممممممم اونم یلی لوس

اب

به به

 ایدین

صدای مرغ و سگ هم در میاری..خیلی با مزه میگی قد قد.. قبلا صبح که از خواب پا میشدی اول میگفتی هاپ هاپ

 و یه سری کلمه مبهم دیگه که خودت میفهمی ولی من نمیفهمم

کاملا راه میری و همه جا سرک میکشی جدیدا عروسکاتو میاری میزاری تو کابینت

کم غذا شدی و بیشتر دنبال شیطونی هستی

 اینم چند تا عکس از  14 و 15 ماهگی بلاچه دنیز خانوم

 

 

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب.............


ادامه مطلب
[ سه شنبه 7 آبان 1392 ] [ 22:56 ] [ مامان دنیز ] [ ]
اولین قدمهایت مبارک

دختر خوشگل مامان اولین قدمهاشو 15 شهریور ماه تو خونه مامان بزرگ برداشت ... همه داشتن با هم حرف میزدن که یه گوشواره تو دست عمه  توجه دنیز رو جلب کرد و دنیز به طرف عمه کتی  دو قدم برداشت که من دیدم و از ذوق به بابا گفتم دنیز داره راه میره.. بعد از اون  گاهی یه قدم بر میداشتی  تا اینکه امروز (20 شهریور) برات کیک خریدیم  تا  یه جشن کوچولوی سه نفره با هم بگیریم که کوچولوی ما  یکم بجنبهنیشخند انگار کیک اثر کرد چون بعدش کلی برامون تنهایی تاتی تاتی کردی و خودت هم ذوق میکردی قربونت برمقلب

اینم عکسهای دخی طلای مادر  و کیک خوشمزه که باعث شد دنیز راه برهقهقهه البته  جورابهایی که خاله مهوش چند روز پیش براش هدیه خریده بود هم تاثیر خودش رو داشت دستت درد نکنه خاله جونماچ

 

 

 

 

 

 

 

 بعد از خوردن کیک بچم شروع به راه رفتن کرد از ذوقم یادم رفت عکس بگیرم در اولین فرصت عکس میگیرم و اضافه میکنمخجالت

[ پنجشنبه 21 شهريور 1392 ] [ 0:27 ] [ مامان دنیز ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه